در نظر بگیرید كسی در روز یك گناه انجام میدهد حتی زیادتر، در سال چند گناه انجام داده؟ وقتی گناهان خود را به یاد می آورم از خود شرم میكنم. ۵ سال است كه من به تكلیف رسیده ام.

"حسین خصاف" به تاریخ اول فروردین 1346 در کاشان متولد شد. او در چهارم دی ماه سال 1365 طی عملیات کربلای 4 ، بال در بال ملائک گشود. آن چه خواهید خواند ، وصیت نامه به جامانده از شهید حسین خصاف است. وصیت نامه ای که مدت کوتاهی پیش از شهادت او به رشته ی تحریر درآمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَیُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
به خدا و رسول او ایمان آورید و به مال و جان در راه خدا جهاد كنید .این كار اگر دانا باشید برای شما بهتر است تا خدا گناهان شما ببخشد و در بهشتی كه زیر درختانش نهرهای آب گوارا جاری است داخل گرداند و در بهشت عدن جاودانی منزل های نیكو اعطا فرماید ؛ این همان رستگاری بزرگ بندگان است. (سوره صف،آیات ۱۱ و ۱۲)
با درود و سلام به امام عصر (عج) و با سلام به امام امت و به شهیدان اسلام از اول تا آخر، وصایای من تمام این سوره است كه دو آیه آن ذكر شده ولی واجب دیدم كه چند تذكر برای خوانندگان این وصیت بنویسم.
۱- خدای متعال یك نعمت بزرگی كه به ملت داده همین امام بزرگ و كبیرمان است كه نائب بر حق امام زمان (عج) است. قدر این امام را بدانید كه هر چه بركت برای ملت است همین امام است به سخنان آن بزرگوار گوش فرا دهید و به حرف های او عمل كنید. من چند مرتبه به دوستان گفته ام اگر ما امام خود را بشناسیم امام عصر (عج) ظهور می كند.
یت الله سید محمدحسین حسینی زابلی از اساتید اخلاق حوزه و دانشگاه و کارشناس مهدویت در نخستین نشست از سلسله نشستهای فرهنگ مهدوی با عنوان «چرا باید از امام مهدی گفت» با اشاره به اینکه نماز دارای ظاهر و باطنی است، «ولایت» را رکن باطنی نماز دانست و تصریح کرد:
نماز یعنی ولایت امیرالمومنین علیهالسلام، یعنی ولایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ائمه معصومین در همه حالات خویش در اقامه نماز بودند، از این جهت است که میگوییم «السلام علیک حین تصلی» چرا که تمام افعال ائمه بر نماز استوار بوده است.
وی با اشاره به اینکه برخی با استناد به آیه «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ» در خصوص مقامات معنوی و اوصاف خاص ائمه مصومین علیهمالسلام شبهه میکنند، افزود: پیامبر و امامان در ظاهر مانند بشر هستند، اما در باطن فوق بشر هستند، همایشی در هفته وحدت برگزار شد که در این همایش عبدالرحمن محمود از آفریقا روایتی را نقل کرد مبنی بر این که؛ عربی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت «ای پیامبر بهترین صحابی شما چه کسی است»، پیغمبر (ص) فرمودند «اولی»، بعد عرب پرسید «بعد از او چه کسی؟»، فرمود «دومی، سومی، طلحه، زبیر و سعد بن وقاص»، عربی رو به پیامبر کرد و گفت « چرا از علی سخنی نمیگویید؟»، رسول اکرم(ص) فرمود «گفتید، بهترین اصحابم چه کسانی هستند، از جان، نفس و قلبم نپرسید که بگویم علی جان و قلبم است».
وی با اشاره به اینکه اگر صفاتی برای پیامبر(ص) ثابت شود، برای دیگر حضرات معصومین و امام زمان (عج) هم ثابت شده است، ادامه داد: پیامبر(ص) نیامده بود که خودش را معرفی کند، آمده بود که خدا را به مردم معرفی کند و آنها را به عبودیت رب سوق دهد، رسول خاتم (ص) خودش را در اعلی مرتبه عبودیت ذکر کرده است، امام حسین علیه السلام که در برابر انبوه دشمنان و در ملاء عام نماز را اقامه میکند، از این جهت است که حجت را بر مردم تمام کند، چرا که آنها آمدهاند، مردم را به عبودیت سوق دهند.
آیت الله زابلی با بیان شجاعتهای «مسلمبن عوسجه» که در دفاع از ولایت برای اقامه نماز اباعبداللهالحسین (ع) خودش را سپر بلا قرار داد، ابراز داشت: او در آخرین لحظات به حبیب بن مظاهر وصیت میکند که تا پای جان دست از دفاع و حمایت از ولایت بر ندارد.
در ادامه ...
إنه ما من سنه أقل مطراً من سنه و لکن الله یضعه حیث یشاء إن الله عزوجل إذا عمل قوم بالمعاصی صرف عنهم ما کان قدر لهم من المطر؛
هیچ سالی کم باران تر از سال دیگر نیست، بلکه خداوند باران را هر جا که بخواهد می باراند. اما هرگاه مردمی مرتکب گناه شوند، خدای
عزوجل بارانی را که برای آنان مقدر کرده بود از ایشان باز می دارد.
سالها رفت و دلم در تب و تاب است هنوز
نقش مستورى من؛ نقش بر آب است هنوز
به طرب حمل مکن سرخى رویم که ز هجر
قلب آکنده ز غم، دیده پر آب است هنوز
من کجا؟ یار کجا؟ طالع بیدار کجا
من اسیر غم او، بخت به خواب است هنوز
دامنش گیرم اگر لطف خدا یار شود
لیک افسوس که این قصه سراب است هنوز
سخت من طالب دیدار و تو غایب ز نظر
ز آتش هجر تو این قلب، کباب است هنوز
همچو یک قطره آبیم به دریاى جهان
زندگى زودگذر، همچو حباب است هنوز
«ناصر» از عشق تو آموخت سخن گفتن را
زین سبب گفته او گوهر ناب است هنوز
سروده : حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حجة الإسلام حسین الادری
مقدمه
در فضای مجازی و سایت های اینترنتی و بعضی شبکه های معلوم الحال ماهواره ای، غالبا پیرامون نحوه ورود اسلام به ایران، و اسلام آوردن ایرانیان سخنانی مطرح می کنند و بر این عقیده اند که در فتح ایران توسّط سپاه اسلام، ایرانیان با زور شمشیر و اجبار مسلمان شدند. این گروه قصد دارند اسلام را یک آئین تحمیلی بر ایرانیان بدانند و از علاقه و اشتیاق ایرانیان چشم پوشی کرده و نسخه طرد آن از جامعه ایران را بپیچند، و بعد از آن که دست ایران و ایرانی از این نسخه هدایت خالی شد، افکار موجود نظام سلطه را وارد کرده و نهایتا ایرانی را برده برده داران مدرن کرده و ایران را ملک طلق آنها نمایند. (آنچنانکه تاریخ معاصر ایران به وضوح گواه صادقی بر این نتیجه است)
آنها فاتحان ایران را محکوم به وحشی گری، تجاوز به نوامیس، غارت و سوزاندن کتابخانه ها کرده. و مغرضانه در پی تخریب آئین اسلام هستند، با اینکه رفتار افراد و فاتحان ـ بر فرض پذیرفتن جنایات ـ ربطی به آئین اسلام که سراسر مهر و محبّت، و عدالت است ندارد. به گفته آنها: «ایران و ایرانی در حمله اعراب، جز کشته شدن دانشمندان و سوختن کتابخانه ها، و از بین رفتن مراکز فرهنگی، چیزی ندید. ایرانی در پذیرش اسلام هیچ اختیاری نداشت، و مسلمان شدن ایرانیان به زور شمشیر و پس از کشتاری فجیع بود، و ما ایرانیان، 1400 سال است که فریب اعراب را خوردهایم و به خرافاتشان چسبیدهایم.»
غافل از اینکه نمی فهمند که همین نسبت، بی احترامی بزرگی به شعور ایرانیان است چرا که بر فرض اسلام به زور تحمیل شده باشد، 1400 سال که زور و تحمیل وجود نداشته، چرا ایرانی (به جز خودتان و هم فکرانتان) را اینقدر احمق تصوّر می کنید که نتوانسته اند در طول این مدّت که اجباری در کار نبوده دست از آن آیین اجباری بر دارند!!؟ ملّتی که 1400 سال است در فریب اعراب باقی مانده و به خرافات آنها بچسبند، همان به که... .
آنها گاهی دم از وطن پرستی و بازگشت به نیاکانی چون کوروش کبیر می زنند. ـ و جالب است که این کار را تحجّر و واپس گرایی نمی دانند! ـ در حالیکه هدفی جز اسلام ستیزی ندارند؛ و الّا نه از حبّ وطن چیزی می دانند و نه منشور کوروش را دوای دردها. آنان قوانین اسلام را که حتّی جزئی ترین مسائل را مشخّص کرده رها و دم از منشوری می زنند که به ذکر کلیّاتی بسنده کرده است. همه می دانند «عدالت خوب است» امّا با این گفته که نمی توان عدالت را در جامعه اجرایی کرد. اگر هم اکنون منشور کوروش کبیر به شما عرضه شود تا با حکومتی را سامان دهید، چگونه امکان پذیر است؟! بله ما هم کوروش کبیر را به عنوان حاکمی صالح پذیرفته ایم و منشور حقوق بشرش را تمجید می کنیم، امّا آنچه اینک گره از مشکلات و نیازهای جامعه ایران باز می کند کدام است؟ قوانین اسلام و قرآن، یا منشور کوروش! چه شده که قرآن را با آن قوانین دقیق که برای تمام زوایای زندگی انسان برنامه و سخن دارد را تازینامه می نامید! امّا این منشور چند سطری را تقدیس می کنید و دم از آن می زنید؟! به توهّم اینکه اسلام به اجبار وارد شده ، چشم ها را بسته شمشیر مخالفت به دست گرفته و بدون تامّل و فکر و شناخت از اسلام، دیوانه وار تر و خشک را از دم تیغ می گذرانید!
اگر مطالعه ای هم داشته باشید، نگاه یک بعدی و مقطعی و ناقص به بخشی از وقایع تاریخی یا احکام اسلامی کرده و با فهم ناقصی که از آن دارید تحلیل کرده و با غروری جاهلانه افکار پوچ تان را علمی تصوّر می کنید.
به هر حال، برای روشن شدن صحّت و سقم این گفته ها، لازم است ابتدا نقش اجبار در اسلام گرایی ایرانیان را مورد مطالعه قرار داده، و سپس کیفیّت و عواملی که در روند اسلام گرایی ایرانیان موثّر بوده اند را بررسی کنیم.
نقش اجبار در اسلام آوردن ایرانیان
این احتمال که ایرانیان با زور و از سر اجبار اسلام را پذیرفته اند سخنی نا معقول است. مگر می توان عقیده ملّتی را برای همیشه دچار تحوّل قلبی کرد، آن هم با زور شمشیر و اجبار؟! شاید بتوان انسان را با اجبار، تا مدّتی وادار بر انجام اعمال یا اظهار عقیده ای کرد، امّا در صورتی که جبر برداشته شود، دیگر معنا ندارد شخص به آن رفتار ادامه دهد. در صورتی که ما می بینیم ایرانیان حتّی پس از پیروزی بر بنی امیه ـ که با قیام ابومسلم خراسانی و جمعی از ایرانیان انجام شد ـ دست از اسلام بر نداشتند، بلکه مبارزه آنها بخاطر این بود که بنی امیّه «اسلام» را به فراموشی سپرده است.
در تاریخ معاصر وضعیّت مسلمانان روسیّه بسیار عبرت انگیز است. آیا پس از انقلاب ۱۹۱۷م روسیّه که در سراسر کشور مدارس دینی تعطیل و هزاران مسجد بسته شدند، این اجبار و فشار از سوی کمونیست ها سبب شد مسلمانان از آئین خود دست بردارند؟ خیر. این اجبار سبب نشد تا دست از اعتقادات خود بردارند، و پس از 73 سال که مسلمانان در سال ۱۹۹۰م قدرت و آزادی یافتند، مساجد رونق گرفت و مردم آزادانه مراسم مذهبیشان را اجرا می کردند.(1) حال اگر مردم ایران در زمان فتح ایران به زور مسلمان شدند، چرا پس از رفع اجبار به آئین زرتشتی باز نگشتند؟!
علاوه بر این، چگونه اسکندر مقدونی، علی رغم سعی و تلاشش نتوانست پس از حمله به ایران آئین یونانیان و فرهنگ هلنیسم را در این کشور حاکم کند،(2) امّا مسلمانان توانستند ایرانیان را مجبور به پذیرش اسلام کنند؟! یا چگونه می توان باور کرد که ایرانیان در حمله مغولان به ایران تسلیم عقایدشان نشدند،(3) امّا در حمله اعراب به ایرانیان با اجبار اسلام را پذیرفتند و بر این اجبار باقی ماندند!؟
آری، به قول پروفسور «ادوارد براون» مورّخ انگلیسى: «مسلّم است که قسمت اعظم کسانى که (در ایران) تغییر مذهب دادند، به طیب خاطر و به اختیار و اراده خود آنها بود. و پس از شکست ایران در «قادسیه» فى المثل چهار هزار سرباز دیلمى پس از مشاوره، تصمیم گرفتند به میل خود اسلام آورند، و به قوم عرب ملحق شوند. این عدّه در تسخیر «جلولاء» به تازیانکمک کردند، و اشخاص دیگر نیز گروه گروه به رضا و رغبت به اسلام گرویدند».(4)
«اشپولر» نیز درست می گوید که: تقریبا تمام ایرانیان بدون اعمال زور و فشار خارجی قابل توجّهی از طرف فاتحان در مدّت قرون اندکی به اسلام گرویدند.(5) و «دوز» مستشرق معروف هلندی نیز سخن او را تایید کرده می گوید: مهمترین قومی که تغییر مذهب داد ایرانیان اند زیرا آنها بودند که اسلام را نیرومند و استوار نمودند، نه عرب.(6)
آنچه جناب «دوز» در پایان سخنش می گوید بیانگر نکته ای قابل تامّل است. هر چند نقش اعراب مسلمان در شکل گیری تمدّن اسلامی ـ ایرانی را نباید فراموش کرد، امّا نقش برجسته ایرانیان در توسعه تمدّن و علوم اسلامی و تدوین هزاران کتاب در این زمینه، گویای عشق و علاقه مضاعف این قوم به مکتب اسلام است. این عشق و ارادت ایرانیان سبب شد تا این سرزمین مهد اندیشمندان اسلامی شود. ابن خلدون مینویسد: «بیشتر دانشوران اسلام ایرانیاند.»(7) مؤلفین «صحاح ستّة»(8) اهل سنت، و صاحبان «کتب اربعة»(9) شیعه، همگی ایرانی هستند.(10) محمد بن اسماعیل بخاری، مولف «صحیح بخاری» از بخارا؛ مسلم بن حجاج، مولف «صحیح مسلم» از نیشابور؛ سلیمان بن اشعث معروف به ابو داود سجستانی، مولف «سنن ابو داود» از سیستان؛ محمد بن عیسی ترمذی، مولف «جامع ترمذی» از ترمذ خراسان؛ احمد بن علی بن شعیب نسائی، مولف «سنن نسائی» و محمد بن یزید بن ماجه، مولف «سنن ابن ماجه» از قزوین می باشند.(11)
علاه بر این، جای انکار نیست که ابو علی سینا، خوارزمی، ابوریحان بیرونی، محمد بن زکریای رازی، عمر خیام، از اندیشمندان ایرانی اند. برخواستن تعداد زیادی از محقّقان ایرانی مسلمان، نشان از تحوّل درونی، و نه زور و فشار اجتماعی است، زیرا با فشار نمی توان شاهد تحوّل و پیشرفت بود.
در نتیجه می توان گفت ایرانیان مکتب اسلام را با اختیار و با اشتیاق پذیرفتند، و طبق شواهد تاریخی، اکثر ایرانیان پس از گذشت مدّتی از فتح ایران، به اسلام گرویدند. به عبارتی ایرانیان کم کم و در طی چند قرن، پس از آشنایی با مکتب اسلام، به این آئین معتقد شدند. چنانکه سخن «اشپولر» نیز به این نکته اشاره داشت. البته نباید فراموش کرد که اشتیاق ایرانیان به اسلام در طول چند قرن، منافاتی با اجبار در پذیرش بعضی از اصول اسلامی از سوی فاتحان ندارد و آن را نفی نمی کند. و حتّی چه بسا در مواردی، اِعمال خشونت از سوی فاتحین ـ بر خلاف دستورات اسلام ـ سبب می شده عدّه ای اظهار اسلام کنند. امّا سخن ما این است که همین گروه با گذشت زمان و آشنایی با معارف اسلام به این آئین علاقه مند شده و ایمان آوردند. امّا اینکه چگونه و چه عواملی سبب علاقه ایرانیان به مسلمانی شده است ؟ و همچنین چه عواملی سبب شد تا ایرانیان با معارف اسلامی آشنا شده و ایمان حقیقی بیاورند؟ سوال دیگری است که به آن خواهیم پرداخت.
حجة الإسلام حسین الادری
مقدمه
یکی از دغدغه های بسیاری از مادران و پدران محترم، تربیت دینی کودکانشان است. همین امر سبب شده تا به دنبال یک روش موثّر برای جذب کودکانشان نسبت به آموزه های دینی باشند. از سوی دیگر؛ همه والدین می دانند یکی از آموزه های مهمّ دینی که نقش بسیار موثّری در تربیت فرزندانشان دارد، نماز است. لذا به دنبال شیوه های کاربردی برای جذب و علاقه فرزندانشان به نماز می باشند. با توجّه به اینکه اجرای هر برنامه ای باید خالی از افراط و تفریط و رعایت نکات تربیتی باشد، از سوی اهل بیت(ع) رهنمود هایی در این باره آمده است که می تواند برای این دسته از والدین بسیار حائز اهمیّت باشد.
دغدغه و حرص این دسته از والدین گرامی در تربیت فرزندانشان بخاطر سفارشی است که در سخنان پیامبر اکرم(ص) آمده است که: «ادّبوا اولادکم فانکم مسئولون:(1) فرزندان خود را تربیت نمایید که در برابر آنان مسئولید». امیر المومنین(ع) نیز می فرماید: «اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم:(2) فرزندانتان را گرامی بدارید و آنان را نیکو تربیت و ادب کنید».
پدر و مادر گرامی نیز در قبال فرزندانشان احساس مسئولیت می کنند و سعی در تربیت آنان دارند. بسیاری از والدین از دوران کودکی به دنبال آموزش نماز به کودکانشان می باشند. چرا که نماز یکی از مهمترین آداب و دستورات اسلامی است و تاثیر بسزایی در هموارسازی راه تربیت فرزندان دارد.
اهمیّت نماز
در آیات قرآن کریم، بیش از 122 آیه پیرامون نماز وارد شده است که دلالت بر اهمیّت این دستور الهی دارد. همچنین تعبیراتی که در احادیث ائمه(ع) در مورد نماز آمده همین مطلب را تایید می کند. گاهی نماز به منزله سر در بدن قرار گرفته، و گاهی اسلام بر پنج پایه تصوّر شده است که یکی از آنها نماز است.
پیامبر اسلام(ص) نماز را نور چشم خود می داند،(3) و یا آن را بسان معشوقه ای توصیف می کند که هم صحبتی با او هر سختی را گوارا می سازد.(4)
آری نماز فروغ چشمی است که سایر اعضاء با آن مسیر خود را می یابند و میزانی است که همه اعمال با آن سنجیده می شود(5) و کسی که میزانش را بر ندارد در روز قیامت اعمالش را چگونه محاسبه خواهند کرد؟!(6)
نماز آن گونه است که، پیامبران الهی نیز به آن سفارش شده اند و از سفارش کنندگان به آن بوده اند. پیشوایان الهی چه در طول حیات پر برکت خود و چه در لحظات واپسین زندگی همواره به نماز عنایت داشته اند.(7) حضرت ابراهیم(ع) در جهت اقامه نماز، همسر و کودک خویش را در بیابانی بی آب رها می کند(8) و با این حال از خداوند تقاضا دارد تا او و فرزندانش را در زمره اقامه کنندگان نماز قرار دهد.(9) چه سعادتی است اقامه نماز که حضرت عیسی(ع) می گوید: «وَ اَوْصانِی بِالصَّلوهِ وَ الزَّکوهِ ما دُمْتُ حَیّاً:(10) مادامی که در حیاتم به نماز و زکات توصیه شده ام». حضرت موسی(ع) نیز مامور به اقامه نماز است.(11) و لقمان حکیم فرزندش را به اقامه نماز توصیه می کند(12) و سرانجام نماز بر همه مومنان نوشته شده است(13) تا از این چشمه جوشان بهره گیرند(14) و به معراج رسند.(15)
پیامبر اسلام(ص) نیز از سوی خداوند مامور است تا خانواده خویش را به نماز فراخواند و خود نیز بر این امر پایداری کند (وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا).(16) چراکه نماز معراج مومن است، و هر کس از عروج باز ماند در سقر زمین گیر خواهد شد (مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَر؟ َقَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ) (17)
شهید مطهری شخصیتی زمان شناس و فداکار بود
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضای ستاد برگزاری یادواره شهید آیت الله مطهری، با گرامی داشت یاد و خاطره این شهید والا مقام، به حدیثی از امام علی (علیه السلام) درباره فضیلت علم اشاره و تصریح کردند: خدام اموال و ثروت اندوزان هلاک می شوند، اما علما باقی هستند و مردم از آثار و اندیشه های آنها بهره می گیرند.
ایشان با بیان اینکه شهید مطهری مصداق این کلام حضرت علی (علیه السلام) است، از وی به عنوان شخصیتی جامع در مسائل اسلامی یاد کرده و فرمودند: ایشان چند ویژگی بارز داشت، یکی مساله جامعیت از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول، تفسیر و فلسفه و کلام، شهید مطهری در این جنبه ها جامعیت بسیار قابل توجهی داشتند و به همین دلیل آثارشان در زمینه های مختلف کارساز است.
معظم له با بیان اینکه شهید مطهری زمان شناس بود و به نیازهای زمان توجه داشت، اظهار کردند: ایشان شخصیتی فداکار بود، احساس کرد حضور در دانشگاه ضرورت دارد چرا که دانشگاه آن زمان به سمت دانشگاه های غربی حرکت می کرد. ایشان به دلیل احساس وظیفه حوزه و قم را رها کرد و به دانشگاه رفت و در دانشگاه منشا آثار و خدمات بسیاری شد.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی افزودند: از ویژگی های دیگر شهید آیت الله مرتضی مطهری مساله نوع پروری بود، دل ایشان می خواست دیگران هم در مسائل مختلف بدرخشند و مردم از وجودشان استفاده کنند.
ایشان تصریح کردند: از دیگر ویژگی های شهید مطهری کار تمام وقت بود، ما یک ماه و نیم با هم در یک زندان بودیم و ایشان در زندان نیز مشغول مطالعه، مباحث علمی و تحقیقی بود، صبح و عصرها در زندان جلسه علمی تشکیل می دادیم و بحث می کردیم و من خاطره این بحث ها را هیچ گاه فراموش نمی کنم و هر زمان یادم می آید لذت می برم.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی خاطرنشان کردند: ایشان مسلح به سلاح قلم و بیان بود، ما مرتب به طلاب تاکید می کنیم بایستی این دو شمشیر را داشته باشید، ایشان از هر دو سلاح برای دفاع از اسلام و مکتب اهل بیت و تشیع و انقلاب به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.
ایشان افزودند: سزاوار است هر سال برنامه های جدیدی به مناسبت گرامی داشت یاد و خاطره ایشان برگزار شود و آثار و اندیشه های ایشان برای اقشار مختلف مردم تبیین گردد.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پایان با بیان پیشنهاداتی به اعضای این ستاد، فرمودند: در کارهای که انجام می دهید مقید نباشید که مطالبی که بیان می شود حتما در کتاب های ایشان باشد، از نظرات و اندیشه های دیگران نیز استفاده کنید و اقدامات و فعالیت های خوب خود را از طریق رسانه های گروهی، صدا و سیما اطلاع رسانی نمایید.
ایشان بیان داشتند: ما حاضریم از طریق شبکه ماهواره ای ولایت که بینندگان بسیاری در سراسر جهان هم دارد، مطالبی از ایشان منعکس کنیم تا مردم دنیا نیز از اندیشه های ایشان استفاده کنند.

«شرح اسم» منتشر شد
بر اساس آنچه در این کتاب آمده است، قطع نظر از نقش و موقعيت استثنائي معظم له پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بيترديد آيتالله خامنهاي يكي از عالمان تأثيرگذار در تبيين و ترويج انديشه سياسي اسلام و برآمدن انقلاب اسلامي ايران است بنابراين، چنين پژوهشي به معناي بازخواني و بازگويي بخشي از تاريخ مبارزات ملت ايران است.
بی تردید نميتوان اين پژوهش را فاقد دشواريهاي خاص دانست؛ از كمبود منابع گرفته، تا امساك برخي مراكز دستاندركار و پريشاني و پراكندگي اسناد موجود، موجب گرديد كه با مرارت فراوان هر برگي از جايي گردآوري شود.
اخلاق حرفهاي ايجاب ميكرد كه موقعيت كنوني حضرت آيتالله خامنهاي بر اين كار سايه نيفكند و اين پژوهش با ديگر تحقيقهاي علمي، در روش، جملات، عبارات و تعبيرات همسان باشد. بر اين باور هستيم كه در اين امر موفق بودهايم.
گرچه اسناد استفاده شده قادر نيست تمامي زواياي پيدا و پنهان زندگي شخصي و مبارزاتي ايشان را روشن سازد، اما مصداق بيان «سرّي» است در «حديث ديگران».
به گزارش جام جم آنلاين به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، رهبر انقلاب اسلامي در اين ديدار كه در ايام بزرگداشت روز معلم برگزار شد، ضمن گراميداشت ياد و خاطره استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري و تبريك روز معلم ، در بيان جايگاه والا و ارزشمند معلم افزودند: مهمترين ويژگي معلم اين است كه انسانهايي با استعدادها، عواطف، احساسات و ظرفيت هاي فراوان در اختيار او قرار دارند و تلاش و ابتكار معلم مي تواند از اين كودكان و نوجوانان، دانشمندان برجسته و انسانهاي صالح، دانا و توانا بسازد.

جواب:
هر نامى معمولا بیانگر چگونگى صاحب آن است، البته اگر نامگذارى بوسیله شخص حکیمى انجام گیرد.
از احادیث بر مى آید که نامگذارى فاطمه زهرا(علیها السلام) بوسیله حکیم على الاطلاق یعنى خداى عالم انجام گرفته است.
از سوى دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معناى بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایى اطلاق شده است.
اکنون ببینیم روایات اسلامى در این زمینه چه مى گوید؟
1ـ در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است که فرمود: «اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَة لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ»(1)؛ (او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است).
از این تعبیر استفاده مى شود که نامگذارى بانوى اسلام به این نام، از سوى خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانى که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.
2ـ در حدیث دیگرى از على(علیه السلام) مى خوانیم که رسول الله(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام) فرمود: «یا فاطِمَةُ! اَتَدرینَ لِمَ سُمِّیتِ فاطِمَة»؛ (اى فاطمه! آیا مى دانى چرا فاطمه نامیده شده اى؟).
على(علیه السلام) مى گوید: من گفتم: اى رسول خدا! شما بفرمایید چرا نام او فاطمه است؟ فرمود: «اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ فَطَمَها وَ ذُرِّیَّتَها عَنِ النّارِ یَوْمَ الْقِیامَةِ»(2)؛ (خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ در قیامت باز مى دارد).
بدیهى است منظور از فرزندان در این جا فرزندانى است که در خط این مادر بزرگ باشند، نه همچون پسر نوح که خطاب شد: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ»(3)؛ (او از اهل تو نیست).
و به همین دلیل در بعضى از احادیث، «ذریّه» و «محبّان» هر دو با هم ذکر شده اند، و این که گمان کنیم مفهوم روایات فوق این است که اگر آنها مرتکب انواع گناهان شوند و حتى کافر و مشرک باشند از عذاب الهى در قیامت در امانند، اشتباه بزرگى مرتکب شده ایم که با هیچ یک از معیارهاى اسلامى نمى سازد، زیرا خود پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که اصل این شجره طیّبه است صریحاً در قرآن مجید به این خطاب مخاطب شده است: «لَئِنْ اَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ»(4)؛ (اگر (به فرض محال) مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود).
و در جاى دیگر مى فرماید: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ، لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ، ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ»(5)؛ (اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست ما او را با قدرت مى گرفتیم سپس رگ قلبش را قطع مى کردیم).(6)
پی نوشت:
(1). تاریخ بغداد، جلد2، صفحه331.
(2) . ذخائرالعقبی، صفحه26.
(3) . سوره هود، آیه46.
(4) . سوره زمر، آیه65.
(5) . سوره حاقّه، آیه44 تا 46.
(6). گردآوری از: کتاب زهرا(س) برترین بانوی جهان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی،ص 99.
جواب:
در این که چگونه «فدک» این آبادى خرم و سرسبز به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) منتقل شد، معروف چنین است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از آن که از فتح خیبر بازگشت خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدک که از یهودیان سرسخت بودند، افکند، آنها کسى را خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرستادند و با او صلح کردند در برابر این که نیمى از «فدک» را به آن حضرت(صلى الله علیه وآله) واگذار کنند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آنها پذیرفت و این صلح را امضا فرمود.
به این ترتیب «فدک» خالصه رسول الله(صلى الله علیه وآله) شد، زیرا طبق صریح قرآن مجید چیزى که به دست مسلمین بدون جنگ بیفتد منحصراً حق پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، و به صورت غنائم جنگى تقسیم نمى شود(1) و به این ترتیب پیامبر(صلى الله علیه وآله)«فدک» را در اختیار گرفت و درآمد آن را در مورد واماندگان در راه (ابن السبیل) و مانند آنها مصرف مى کرد.
این سخن را یاقوت حموى در «معجم البلدان» و ابن منظور اندلسى در «لسان العرب» و عده اى دیگر در کتاب هاى خود آورده اند.
طبرى نیز در تاریخ خود و ابن اثیر نیز در کتاب «کامل» به آن اشاره کرده اند.(2)
این را نیز بسیارى از مورّخان نوشته اند که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حیات خود «فدک» را به بانوى اسلام فاطمه زهرا(علیها السلام) بخشید.(3)(4)
پی نوشت:
(1) . سوره حشر، آیات6 و7.
(2) . به کتاب جالب و جامع «فدک» نوشته علامه سیّد محمّد حسن قزوینى حائرى مراجعه شود.
(3) . چون از آنِ پیغمبر(صلى الله علیه وآله) بود.
(4) . گردآوری از: کتاب زهرا(س) برترین بانوی جهان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی،ص 107.
مصداق استحاله محسوب نمی شود و محکوم به نجاست است.
اگر خون قطع نمى شود و جنبه ضرورت دارد جایز است؛ امّا احتیاط واجب آن است که اگر ممکن است درمان کنند.
محتوى کیسه آب جنین نجس نیست؛ مگر این که آلوده به خون باشد.
آری، بعد از پاک کردن خون باید با آب شسته شود.
در صورتى که از حالت خون بیرون آمده، و با شستن زایل نمى شود، پاک است، و به همان حالت غسل مى کند.


جواب:
پاسخ این سؤال را مى توان با توجه به آیه 58 سوره «نساء» بدست آورد، خداوند مى فرماید: «خداوند به شما فرمان مى دهد که امانت ها را به صاحبان آنها بدهید» (إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها).
روشن است امانت معنى وسیعى دارد و هر گونه سرمایه مادى و معنوى را شامل مى شود، و هر مسلمانى طبق صریح این آیه وظیفه دارد در هیچ امانتى نسبت به هیچ کس (بدون استثناء) خیانت نکند، خواه صاحب امانت، مسلمان باشد یا غیر مسلمان، و این در واقع یکى از موادّ «اعلامیه حقوق بشر در اسلام» است که تمام انسان ها در برابر آن یکسانند.
در قسمت دوم آیه، اشاره به دستور مهم دیگرى شده و آن مسأله «عدالت در حکومت و قضاوت» است.
مى فرماید: «خداوند نیز به شما فرمان داده به هنگامى که میان مردم قضاوت و حکومت مى کنید، به عدالت حکم کنید» (وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ).
سپس براى تأکید این دو فرمان مهم مى گوید: «خداوند پند و اندرزهاى خوبى بشما مى دهد» (إِنَّ اللّهَ نِعِمّا یَعِظُکُمْ بِهِ).
باز تأکید مى کند و مى فرماید: «در هر حال خدا مراقب اعمال شما است، هم سخنان شما را مى شنود و هم کارهاى شما را مى بیند» (إِنَّ اللّهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً).
این قانون نیز، یک قانون کلى و عمومى است و هر نوع داورى و حکومت را چه در امور بزرگ و چه در امور کوچک، شامل مى شود، تا آنجا که در احادیث اسلامى مى خوانیم:
روزى دو کودک خردسال، هر کدام خطى نوشته بود، و براى داورى در میان آنها و انتخاب بهترین خط به حضور امام حسن(علیه السلام) رسیدند، على(علیه السلام) که ناظر این صحنه بود، فوراً به فرزندش گفت:
یا بُنَىَّ أُنْظُرْ کَیْفَ تَحْکُمُ فَاِنَّ هذا حُکْمٌ وَ اللّهُ سائِلُکَ عَنْهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ!: «فرزندم! درست دقت کن، چگونه داورى مى کنى; زیرا این خود یک نوع قضاوت است و خداوند در روز قیامت درباره آن از تو سؤال مى کند»!
این دو قانون مهم اسلامى (حفظ امانت و عدالت در حکومت) زیربناى یک جامعه سالم انسانى است و هیچ جامعه اى خواه مادى یا الهى بدون اجراى این دو اصل، سامان نمى یابد.
اصل اول مى گوید: اموال، ثروت ها، پست ها، مسئولیت ها، سرمایه هاى انسانى، فرهنگ ها و میراث هاى تاریخى، همه امانت هاى الهى است که به دست افراد مختلف در اجتماع سپرده مى شود، و همه موظفند در حفظ این امانات و تسلیم کردن آن به صاحبان اصلى آن بکوشند، و به هیچ وجه در این امانت ها خیانت نشود.
از طرفى همیشه در اجتماعات، برخوردها، تضادها و اصطکاک منافع وجود دارد که باید با حکومت عادلانه، حلّ و فصل شود تا هر گونه تبعیض و امتیاز نابه جا و ظلم و ستم از جامعه برچیده شود.
حمام رفتن وضوء را باطل نمی کند.
دلیل بر بطلان وضو نیست.
باطل نمی شود.
هرگاه صورت خود را شسته باشید، آمدن خون از بینى، وضو را باطل نمى کند.